تبليغاتX
اینی

سه شنبه 1391/01/01

تبریک سال نو

سیب شود رویتان         سرخ و سپید و قشنگ

سبز شود جانتان             سبزو بلند و کمند

سیر شود کامتان              از کرم کردگار

سکه شود کارتان              روزیتان برقرار

ماهی عمرت بود         پر حرکت و پر تلاش

غم بشود سنجدی             رخت ببندد یواش

پر زحلاوت شود           چون سمنو زندگی

غرق سعادت شود           شیوه این زندگی

خدایای رحمان نوید میلاد سال نورا بردوش نسیم بهاری گذاشت

 تا این امانت سبز را به رسم آغاز به خالق سپارد.

حلول سال نو تولد دوباره طبیعت ، عید فرخنده وکهن نوروز

باستانی را که یادگار نیاکان و پیام آور دوستی،عشق

ومحبت،با لطافت گیاه و خرمی طبیعت،و تحول به مراحل

 نیکوتر و برتر است رابه همه عزیزان تبریک عرض می نمایم .

از خدای منان برای همگی شما عزیزان در سال جدید

 روزی حضرت مریم

تقوی حسین

قلب جدیجه

عفت فاطمه

جمال یوسف

حکمت لقمان

و ملک سلیمان

وعاقنت بخیری را آرزومندم

عید همگی شما مبارک

 

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 14:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1390/11/20

تسلیت

بسم الله الرحمن الرحيم

 

انّالله وانّا الیه راجعون

 

با نهايت تاسف در گذشت پدري مهربان ودلسوز مرحوم

حبیب الله دوستدار که چند روز گذشته به ديار باقي

 شتافت بنده از طرف خودم واز طرف اهالي روستاي

ايني در گذشت اين عزيز از دست رفته رابه پسران 

 وبه دختران وبستگان دورو نزديك تسليت عرض  نموده

 وضمن اميدمغفرت و رحمت الهي براي آن  مرحوم

و بازماندگان اوصبر وشكيبايي آرزومند  .  

   روحش شاد و یادش گرامی باد

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 23:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1390/09/29

شب چله

 فرا رسیدن شب چله یا همان شب یلدا  رابر تمام وبلاگ نویسان عزیز و مردم خوب ایران  تبریک عرض می کنم.

شب چله از مراسم باستانی ایران،بشمار میاد .  برای مراسم شب چله، معمولاً خوردنی ها و تنقلات و آجیل زیادی فراهم می آورند.در شهرها  بستگان نزدیک دور هم جمع میشوند ومعمولا هم در خانه بزرگتر ها مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ  و حتی خونه مادر زن (که مجبوری هستی بری) جمع می شوند ولی در روستاها کم پیش میاد که در این شب خونه همدیگر برند ترجیح میدند در خونه خودشان باشند .من یادم میاد که اون موقع در روستا بودیم شب چله مردم روستا بعلت نداشتن جاده (الاًهم  جاده نیست)دیر به دیر به شهر برای خرید می آمدند کسی که نزدیک شب چله به شهر رفته بود هندوانه یا ماهی می خرید بین همسایهای نزدیک تقسیم میکرد .مادرم میدیدم هندوانه را چندین قسمت میکرد به ما می گفت این ببر برای فلانی که مدت زیادی هست به شهر نرفته شاید هندوانه ندارند، الاً هم همین طور هست .ولی در شهر چنین چیزی وجود ندارد همسایه بالایی در آپارتمانها با همسایی پایینی زیاد همدیگر رو نمی شناسند. هندوانه به سفره این شب رنگ و بویی دیگر می بخشد و به قولی اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگی نمی کند. یکی از ترانه هایی که در این شب زمزمه می شود، چنین است:


امشو، شب چله، خانم  هیسه جیر پله چاقو بزنیم هندوانه کله
یعنی: امشب شب چله است و خانم زیر پله است، چاقو به سر هندوانه بزنیم.
از دیگر خوردنی های این شب، عدس و گندم برشته گردو،فندق ،  کونوس (ازگیل وحشی)،خوج (گلابی محلی) آجیل، پرتقال، لیمو،  و میوه های دیگر است.
تفال به دیوان حافظ از دیگر آداب این شب است. پس از نیت و سوگند دادن حافظ به شاخ نبات، دیوان را می گشایند و اولین غزل صفحه جلوتر را می خوانند.

انشاالله در این شب به همگی شما خوش بگذرد ودر این شب  همگی ما هم یادی از همه مریضا یی که در بیمارستانها گرفتارند ونمی توانند چیزی بخورند  بکنیم از خداوند منان بخواهیم که از شفا خانه خودش لباس عافیت بر تن این عزیزان بپوشاند . آمین یا رب العالمین

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 9:56 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1390/09/05

فرا رسیدن ماه عزا

 فرا رسيدن ماه محرم ، ماه پيروزي خون بر شمشير

را بر عاشقان آن حضرت تسليت عرض مي کنيم



اینهمان ماه است که زینب بی برادر میشود           دختر شیر خدا بی یارو یاور میشود

 

اینهمان ماه است که عباس علی اندر فرات     مشک بر دوش این زمان بی بال و بی پر میشود

 

اینهمان ماه است زتیر و نیزه و سنگ سپا            نعش پاک شاه مظلومان نهان گردیده آه

اینهمان ماه است که زینب در میان قتلگاه            با سکینه رو سوی نعش برادر میشود

 

اینهمان ماه است که زینب میزند هردم بسر         سوی شام و کوفه گردد در اسیری ره سپر

اینهمان ماه است که میگردد سکینه بی پدر         گوشواره او بدست قوم کافر میشود

 

اینهمان ماه است که آید حرمله در کار زار        حلق اصغر میشود از ضرب تیرش پاره پار

اینهمان ماه است که خون آلود شد آنشیرخوار     شهر بانو از پی قنداق اصغر میشود


  التماس دعا
نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 23:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/07/17

تبریک

باسمه تعالی

میلاد با سعادت هشتمین خورشید تابناک امامت حضرت

امام رضا (ع) را  به همه ایرانیان عزیز تبریک عرض می

کنیم

شمع جمع شاپرکهایی رضا

ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی

ای رضا جان، ضامن آهو تویی

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

 

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

 

تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."

 نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.



نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 9:5 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/07/11

عکسهای زیباودیدنی

دکل تلویزیون روستای اینی

عکس بالا دکل تلویزیون روستای اینی می باشد که با تلاشهای فراوان مردم وشورا سال گذشته در محل نصب شد که روستاهای همجوار همچون روستاهای وربن ،سورتله ، توسچالک را که فقط چهار شبکه  یک ، دو ، سه ، وشبکه باران راپوشش می دهد


 

 این عکسهای بالا هم که در حال جمع آوری علوفه (علف)برای دامهایشان در فصل زمستان هستند

سنگ بسیار زیبا

این عکس زیبا هم مثل شتر یا سر لاک پشت می ماند

زرشک جنگلی (میلسک)

این هم زرشک جنگلی می باشد که در اطراف روستای اینی می روید

بدون شرحبدون شرح

این عکس هم  از گرمای سوزان تابستان در روستا رانشان  میدهد

کوره هیزومی

بخاری هیزمی یادش بخیر صبح که از خواب بیدار میشدیم می دیدیم مادرم کتری آب جوش وقوری چای روی بخاری آماده کرده  و چایی کنار بخاری هیزمی در فصل زمستان مزه خاص خودش داره

نون توی این تنور خوردن داره

  آماده کردن تنور برای نان (کماچ)یا  (بَریک نان)که بعد از درست کردن نان ما با دوستان پاهارا در تنور آویزان میکردیم و روی لبه تنور می نشستیم و سیب زمینی هم داخل تنور زیر خاکستر می گذاشتیم تا پخته شود

 

شرکت سیمان چاکرود

این عکس بالا کارخانه سیمان می باشد که در چاکرود بعد از روستای  اسپیلی به طرف روستای  پیرکو می باشد

پل آزادگان چاکرود

این هم پل آزادگان در همان منطقه چاکرود می باشد

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 18:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/07/04

یاد مدرسه

با سلام دیروز سوم مهر در واقع اولین روز رفتن به مدرسه بود بنده تبریک به همه این عزیزان عرض می کنم . صبح که این بچه ها را با کیف و لباس نو می دیدم یاد دوران مدرسه رفتن  های خودم که اول دبستان می رفتم افتادم ،اون موقع که من می خواستم برم کلاس اول روستای ما معلم نداشت من وچند نفر دیگر می رفتیم روستای وربن که همجوار روستای ما بود ، از روستای ما تا روستای وربن حدود چهل تا پنجاه دقیقه ای می شود صبح باید می رفتیم و بعدظهر هم بر می گشتیم خانه .توی این راه مشکلات زیادی داشتیم روز های بارانی  و برفی هم باید می رفتیم یه روز موقع برگشتن از روی پلی که ارتباط بین دو روستا بود باید می گذشتیم با بچه ها شوخی می کردیم که ناگهان از  روی پل کیفم که از برادر و خواهر به من ارث رسیده بود افتاد توی رودخانه ومن شروع به گریه کردم در کنار پل آسیاب آبی بود که مرحوم قربان علی زاده کار می کرد ،رفتیم صدایش کردیم تا اون بنده خدا اومد و کیف کتابم را گرفت و تا دو روز توی آفتاب  کتاب هایم را خشک می کردم و  از ترس روز بعد هم مدرسه نرفتم . سال بعد  به روستای ما هم معلم  آمد و من تا کلاس چهارم در روستا بودم واز کلاس پنجم با داداشم که راهنمایی بود به رودسر آمدیم و با کرایه کردن یک اتاق مشغول درس خواندن شدیم واز اول مهر که می آمدیم تا عید بعلت دوری راه و نداشتن جاده به روستا نمی رفتیم تعطیلات عید می رفتیم و بعد از تعطیلات می آمدیم تا خرداد می ماندیم امتحان آخر هم اگه صبح بود اون روز فقط به فکر رفتن بودیم از رودسر با ماشین می آمدیم روستای گرمابدشت بعد پیاده حدود هفت هشت ساعت طول می کشید تا می رسیدیم روستا .اونهای که از این راه رفتند می دونند چقدر راه دشوار و سختی بود .

این هم دبستان شهید عباسپور روستای اینی که چند سالی می شود باز سازی شده .یادش بخیر

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 15:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/07/04

بخوان تا گریه کنی

 

باز هم یک دل نوشته دیگر از آقای سلیمی از وبلاگ وربن 

 

 حتما بخوانید

 

 

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 8:57 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1390/06/09

تبریک عید فطر


استشمام عطر خوش بوی عید از


پنجره ملکوتی رمضان گوارای


وجودتان

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 11:47 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1390/05/28

شبهای قدر

 

فرارسیدن لیالی قدر و شهادت امیرمومنان

 

 حضرت علی (ع) رو به شما دوستان وهمه محبان

 

 آن حضرت تسلیت عرض می کنم

 

التماس دعا

 

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 18:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/05/23

دست مریزاد جناب مهندس سیاری

بخشدار: سیلاب خساراتی به مناطق اشکورات رحیم آباد رودسر وارد کرد

بخشدار رحیم آباد ازوقوع سیلاب در مناطق اشکورات این بخش در شرق گیلان خبر داد و گفت :

در اثر این سیلاب که در اولین ساعات امروز سه شنبه رخ داد :خسارات سنگینی به محصولات

کشاورزی باغات و راه ها وارد شده .

اسماعیل حسن زاده  افزود : بر اثر بارش شدید باران در مناطق اشکور علیا وسفلی دهستان

شوییل خصوصاً در روستاهای سز برود، کلرود ، خمر محله ، یاسور ، دلیجان ، کیاسه ،کوگاه ،

 کشایه ، وروستای اینی خسارات زیادی وارد شد.

 بخشدار رحیم آباد اضافه کرد: برخی راه های روستایی مانند توسچالک، کو گاه ، کشایه ، که

مسیرهای پر ترددی هستند، در اثر سیلاب بسته شده که در تلاش برای گشودن این راه ها هستیم.

 وی خاطرنشان ساخت: باغ های فندق هم بر اثر انحراف آب رودخانه و بارش شدید باران دچار

خسارات شدند به گونه ای که براساس برآوردهای اولیه حدود  400 بوته فندق تخریب شده است .

 این مطالبی بود که از سایت رودسر نیوز منتشر شده بود .

 باید عرض کنم که تا دیروز هیچ کسی برای باز گشایی راه های  روستاهای اینی ،وربن

 وسورتله به این روستاها سر نزده است.

 آقای بخشدار عزیز شما که اطلاع داشتید راه روستاهای ما یعنی اینی ، وربن و سورتله 

بسته شده چرا تا امروز با وجود اطلاع رسانی وپیگیری های مکرر مردم روستا و شورای

 محل بخصوص جناب حاج آقا صفری روحانی محل اقداماتی جهت باز گشایی راه روستاهای

ما اقدامی نکردید.

 آقای بخشدار :مگر این روستاها جزو روستاهای اشکور نیستند .

 آقای فرماندار مگر این سخنان از جانب شما نیست که در آيين توديع و معارفه بخشدار

جديد كلاچاي فرمودید.

مديران درنظام اسلامی مسئولیت سنگینی در قبال خواسته های مردم دارند و باید وظایف

 خود را در این خصوص به درستی انجام دهند.

مقام، مسئوليت ميدان آزمايش مردان خداست و مهم اين است كه از اين مسئوليت خطير

 سربلند بيرون آييم. و  مديران بايد امانتدار مردم بوده و علاوه بر ايجاد رفاه و امنيت در اجراي

 عدالت كوشا باشند.

  آقای رضا دوست جلالي فرماندار محترم رودسر آیا خبر دارید که نامه های  مردم زحمت کش

روستا جهت در خواست مشکلات خود در فرمانداری پاره می شود .

 من از طرف خودم و به نمایندگی  مردم این روستا ها از رئیس اداره راه و ترابری شهرستان

سیاهکل جناب مهندس محمد سیاری کمال تشکر را دارم که با درخواست از ایشان مبنی

 بر این که بولدوزری که در منطقه شاهیجان مشغول بود برای باز سازی جادهروستاها اینی ،

وربن ، وسورتله  هم اقدام کنند که با در خواست ما جواب مثبت دادند و دیروز جاده  این روستاها

که بر اثر سیل تخریب شده بود بازگشایی شد.

خداوند به همگی این عزیزان طول عمر با عزت عنایت

بفرماید.

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 23:51 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1390/05/21

ريسمان رابطه‌ها را رفو كنيم

از شكسته‌هاي روابط اجتماعي و گاهي هم فاميلي‌مان، همواره خرده‌شيشه‌هايي لابه‌لاي روزها و لحظه‌ها يافت مي‌شود. چه كسي چنين ادعايي دارد كه تا به حال دلي را نشكسته است و ديگري هم تركي به شيشه دل او نينداخته است؟

خودآگاه يا ناخودآگاه همه درگير چنين چالشي در ارتباطات خود هستيم، چالش‌هايي كه بعضي اوقات مدت‌ها مي‌گذرد و آنها را بي‌تدبير به حال خود رها مي‌كنيم. البته هر چه بيشتر مي‌گذرد، حساسيت روي اين رابطه مخدوش شده كمتر مي‌شود، انگار عادت مي‌كنيم به بودن اين آسيب.

اما چنين رفتاري از كيفيت تعاملات اجتماعي‌مان طوري مي‌كاهد كه فرقي نمي‌كند كدام طرف ماجرا، اما همه از صدماتش، كم يا زياد رنج مي‌برند. رفع مشكلاتي كه مي‌توانيم با كمي صحبت صبورانه، البته بعد از اندكي تفكر در تنهايي، در قالب يك بده و بستان انساني حلشان كنيم را چرا به فردا موكول مي‌كنيم؟ براي چنين فرداهايي اگرچه به باورهاي مذهبي‌مان، اميد براي تلاش و بهره‌وري را بايد چاشني هر لحظه كنيم، اما بارها هم شنيده‌ايم چه كسي از فردا خبر دارد؟ مي‌آيد يا نه و آيا مجالي خواهيم داشت براي رفو كردن ريسمان رابطه‌ها؟
گاهي هم تلنگري براي دوباره انديشيدن به اين خلأهايي كه به تدريج در زندگي بسياري از ما رخنه كرده است، كافي است اما بهترين فرصت در طول سال در جامعه اسلامي را مي‌توان ماه رمضان خواند. وقتي اين‌بار هم شانس داشته‌ايم در مهماني يك ماهه خداوند همه با هم شريك و سهيم باشيم، چرا دل‌هايمان را ميزبان محبت يكديگر نكنيم؟ روزمرگي ديگر اوقات سال با بركت روزهاي رمضان از ميان رفته و جايش را به دقايق ژرفي داده است كه مي‌توان از آنها براي دوباره ساختن استفاده كرد.

بعضي هم مي‌گذارند از شادي‌ها و هنگام خوشي مي‌گذرد و وقت دشواري ياد اين موضوع مي‌افتند كه چرا از فهرست نسبتاً طولاني شماره‌هاي ذخيره شده در گوشي تلفن همراهشان آن كسي را كه بايد، نمي‌يابند تا همراهي‌شان كند. در حالي كه حفظ ارتباطات ميان‌فردي‌مان را حتي اگر به ديد منفعت‌طلبي و خودخواهي بنگريم، در وهله اول سودش به آن كسي مي‌رسد كه به فكر درمان پاي لنگ رابطه‌ها افتاده است.

با دعوت‌هايي كه پيش مي‌آيد براي يك وعده با هم تلاقي مي‌كنند و بايد با انتخاب يك ميزبان، از ديگري عذرخواهي كنيم، ماه رمضان تقريباً هنگام هر افطار دور سفره‌اي جمع مي‌شويم كه بركتش همه را سيراب مي‌كند. اگر بگذريم و با يك تماس تلفني، سراغ دوست ديروز را بگيريم، همچنان امروز لذت دوستي را همراه زيبايي‌هاي رمضان خواهيم كرد.

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 4:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/05/10

ماه مهمانی خدا

 

 


جویند همه هلال و من ابرویت / گیرند همه روزه و من گیسویت

از جمله ای دوازده ماه تمام / یک ماه مبارک است ، آن هم رویت

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برهمگی شما بندگان خدامبارک باد

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 14:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/05/10

باز هم بی توجهی

در پست قبل بنده نوشته بودم که عکس هایی که بر اثر سیل هفته پیش در

 منطقه اشکور و روستا های اینی،وربن وسورتله به دستم می رسد متأسفانه

 با بد شانسی عکس هایی که با گوشی موبایل گرفته شده بود به علت خرابی

گوشی حذف شده است.از این بابت از همگی شما پوزش می طلبم.به هر حال

هفته پیش که در جریان سیل در منطقه بخصوص روستا های اینی و همجوار و

خرابی جاده قرار گرفتید تا این لحظه هیچ اقداماتی جهت درست کردن جاده ای

که بر اثر سیل تخریب شده بود صورت نگرفته است .بنده باید عرض کنم که آقای

مسئول مربوطه شما که روز ها پشت میز در دفتر کارتان قرار می گیرید غیر از

جواب دادن کار مردم کار دیگری هم داری ،مگر در قبال کار خود حقوق نمیگیرد ،

مگر مردم کشاورز این منطقه جزو مردم ایران نیستند ،چرا به فکر مردم

زحمت کش روستایی نیستید ،چرا موقعی که جایگاه شغلی تان به خطر

 می افتد برای پس گرفتن میز و صندلی ریاست تان دم از عدالت خواهی

 می زنید و وعده های پوچ وخالی به مردم می دهید. آیا این عدالت است .

 من سخنم با شخص جناب آقای عباسی نماینده مردم منطقه اشکور است

آقای دکتر عباسی چند بار مردم وشورا ی محل این منطقه حضوراً به خدمت

 شما برای گرفتاری و مشکلات روستا های اینی و همجوارخدمت شما

رسیده اند وتعداد نامه های  که نوشتیم وتقدیم  شما کردیم  جای خود ، آقای

عباسی چرا به مشکلات روستاهای مانند  اینی ، وربن ،سورتله رسیدگی

نمی کنید مگر مردم بی مدعی  این روستا ها چیز زیادی از شما طلب می

کنند .شاید این دنیا مردم روستاها نتوانند جوابی از شما بگیرن ولی آیا آن

دنیا جوابی برای این مردم روستایی دارید .جناب آقای عباسی شما نماینده

مردم این مناطق هستید ، اگراین مردم به شما رای نمی دادند شما الان در این

 موقعیت شغلی نبودید این مردم بودند که شما را به چنین موقعیتی رساندند

مگر شما در قبال رای مردم قسم یاد نکردید که خدمت به مردم کنید .

 آقای عباسی خبر داری که حتماً خبر داری که حدود یک هفته ای می شود

 راه روستاهای اینی ، وربن ، سورتله با شهر قطع شده است چه جوابی برای

آن زن زائو داری که بعلت نداشتن جاده و به موقع نریسیدن به بیمارستان جان

خودشو از دست داد ، امید واریم هرچه سریعتر مسئولین مربوطه به خودشان

بیایند و برای مشکلات مردم این منطقه چاره جویی کنند . به امید آن روز

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 14:40 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1390/05/06

سيل اخير در روستاي ايني

در غروب يكشنبه بر اثر باران شديد وطوفان در منطقه اشكور بخصوص در روستاهاي ايني ،وربن ، سورتله ، و توسچالك موجب جاري شدن سيل در روستاها وخسارات به باغات فندق و تاسيسات  برق و آب وجاده در منطقه انجاميد . بر اثر اين باران شديد در روستا ايني جريان برق يك شب قطع شده بود كه با تلاش ماموران شبكه برق جريان برق مجددا ًبرقرار شده است و همچنين به شبكه آب كه خسارات زيادي وارد نموده بود موجب قطع آب در روستا بمدت دو روزشد كه با تلاش مردم روستا و ما موران سازمان آب مشكل بر طرف شد ولي به جاده روستاهاي ايني و همجوار خسارت زيادي وارد نموده كه تا امروز بنده اطلاع دارم راه روستاي ايني توسچالك  و وربن و سورتله قطع مي باشد و پل ارتباطي  روستا هاوربن و سورتله را سيل با خودش برده و جاده مشترك روستا ها بعلت سيل تخريب شده  از مسئولين مربوطه منطقه كه هفته پيش قول همكاري براي باز سازي جاده را داده بودند تقاضي مي شود هر چه سريعتر اقدامات لازم را انجام دهند. درضمن تصاوي ي بر اثر سيل اخير دو روز ديگر به دستم ميرسد كه در سايت خواهم گذاشت  .اين تصوير هوايي منطقه و محل قطع شدن راه روستاها

نقشه هوايي منطقه ايني

نوشته شده توسط مرتضی خانعلی زاده در 15:4 |  لینک ثابت   •